چگونه اپل و گوگل با دو استراتژی کاملاً متضاد یکدیگر قله های موفقیت را فتح کردند

[ad_1]

اپل و گوگل از موفق ترین نمونه هایی هستند که می توان در دنیای فناوری مثال زد. همه ی ما و اطرافیانمان به شکل روزمره از محصولات این دو شرکت استفاده می کنیم و هیچ تفاوتی هم نمی کند ساکن کجای کره زمین باشیم. اما جالب است بدانید اپل و گوگل با استراتژی های کاملاً متضاد یکدیگر به این موفقیت ها دست یافته اند و آنقدر متفاوت از هم عمل می کنند که انگار هر کدام از یک سیاره دیگر آمده اند. در این مطلب می خواهیم ببینم این دو غول فناوری چطور توانسته اند با روش هایی تا این حد متضاد به موفقیت دست پیدا کنند و اصلا چرا باهم متفاوت هستند.

اگر امروز به لیست محصولات این دو شرکت نگاه کنیم، بسیاری از خدمات و ابزارهایی که ارائه می کنند یکسان هستند. هر دو شرکت تولید کننده سخت افزارهایی مثل گوشی و لپ تاپ هستند. هر دو شرکت برای سخت افزارهای خود سیستم عامل هم تولید می کنند. هر دو شرکت به شدت مشغول توسعه دستیار دیجیتالی خود هستند و گجت هایی مثل هدفون بلوتوث و غیره تولید می کنند.

این محصولات مشابه حتی در بازارهای مشابه برای مشتری های یکسانی عرضه می شوند، پس چه تفاوتی بین استراتژی های اپل و گوگل وجود دارد؟ برای رسیدن به پاسخ باید از زمانی شروع کنیم که این دو غول تازه متولد شده بودند. پر طرفدار ترین موتور جستجوی جهان دقیقاً ۲۰ سال پیش راه اندازی شد و در بیشتر عمر خود روی توسعه خدمات نرم افزاری تمرکز داشته است. (در این مطلب تغییرات صفحه اول گوگل را از ابتدا تا امروز مرور کنید).

قدیمی ترین اسکرین شاتی که از نسخه بتای اولیه گوگل در اینترنت پیدا می کنید

اما اپل از همان اول کار خود را با طراحی سخت افزار آغاز کرد و با تولید کامپیوتر وارد بازار شد (اولین کامپیوترهای ساخت این شرکت Apple 1 نام داشتند و در تعداد بسیار محدودی تولید شدند، برای همین امروز ۱۳۰ هزار دلار قیمت دارند). طبعاً طراحی و تولید سخت افزار با نرم افزار متفاوت است و نمی توان هر دو را با روش مشابهی انجام داد.

استراتژی گوگل: بهترین انتخاب برای عصر اینترنت

روشی که گوگل انتخاب کرده برای عصر اینترنت بسیار مناسب به نظر می رسد. این شرکت ابتدا هر ایده ای که به نظر جالب می رسد را تبدیل به یک محصول یا خدمت نرم افزاری می کند و در اختیار کاربران قرار می دهد. به جای اینکه شما تلاش کنید حدس بزنید کاربران از کدام یک استفاده می کنند، خودشان میزان موفقیت و نیاز به هر محصول را مشخص می کنند.

حتی لازم نیست ایده به اندازه کافی به پختگی رسیده یا کامل باشد. فقط یک نسخه اولیه یا «بتا» از ایده طراحی و عرضه کنید، سپس با کمک بازخوردهایی که از مخاطب می گیرید امکانات مورد نیاز کاربران را اضافه کنید و ایرادات موجود را برطرف نمایید. Google Lively، Google Wave و گوگل پلاس چندتایی از خدمات نرم افزاری ناموفق گوگل هستند که در جلب رضایت کاربران ناکام مانده و توسط این شرکت حذف شدند.

گوگل در این پروژه سعی کرد سایت پرطرفدار آن دوران به نام Second Life را شبیه سازی کند اما با عدم استقبال کاربران، توسعه ی نسخه ی بتای Lively قبل از رسیدن به نسخه ی نهایی متوقف شد.

روش گوگل برای دنیای نرم افزارهای اینترنتی عالی است، جایی که به راحتی می توانید محصولات را خلق کنید، بهبود دهید و محصولات ناموفق را بدون درد و خونریزی حذف کنید. در این دنیا سریع بودن مهم تر از این است که از همان ابتدا کامل و بی نقص باشید. خصوصاً که در این دنیا کاربران معمولاً برای استفاده از محصول شما پولی هم پرداخت نمی کنند، پس اگر یکی دو ایراد اولیه هم وجود داشته باشد به خاطر رایگان بودن سرویس شما آنها را تحمل خواهند کرد.

مارک زاکربرگ که استراتژی مشابهی را برای مدیریت فیسبوک پیاده سازی کرد جایی به کارمندان خود گفته است: «بهتر است با سرعت حرکت کنید، حتی اگر باعث شود به دلیل بی دقتی با چیزهایی که در مسیر وجود دارند برخورد کنید و خسارت هایی به بار آورید».

استراتژی اپل: تلاش سری برای عرضه محصولاتی بی نقص

اما در طرف مقابل اپل را داریم که محصولات گران قیمتی تولید می کند و استراتژی کاملاً معکوس گوگل را در پیش گرفته است. وقتی خریدار بابت محصول گران قیمت شما رقم قابل توجهی پرداخت می کند، انتظار بالایی هم دارد که باید تامین شود. علاوه بر این بر خلاف نرم افزار، در مورد سخت افزارها این امکان وجود ندارد که پس از عرضه محصول به بازار ایرادات سخت افزاری آن را بر طرف نمایید. اپل حتی نمی تواند محصولات نیمه کاره و نمونه اولیه را مثل نرم افزارهای بتا به بازار عرضه کند و بازخورد کاربران خود را بسنجد. در نتیجه هیچکدام از تردستی هایی که گوگل استفاده می کند برای طراحی و تولید سخت افزار کاربردی نخواهند داشت.

پس اپل هیچ عجله ای به خرج نمی دهد و با آرامش صبر می کند تا رقبا ایده های خود را پیاده سازی کنند و به آزمون و خطا مشغول شوند. کمی بعد که مشخص شد کاربران از کدام ایده ها استقبال می کنند اپل به شکل کاملاً سری و بی سر و صدا فعالیت خود را در آن زمینه آغاز می کند. چند نمونه اولیه از محصول مورد نظر تولید می شوند و برای آزمایش در اختیار کارکنان لابراتوار سری اپل قرار می گیرند. اپل به حدی سری عمل می کند که حتی بعد از گذشت یک دهه هنوز هم اسرار و ناگفته های مخفیانه در مورد طراحی و تولید محصولاتش وجود دارند و به مرور فاش می شوند.

در این ویدیو برای اولین بار داخل یکی از آزمایشگاه های سری اپل را مشاهده می کنیم، جایی که کارکنان این شرکت مدت ۲ سال به شکل مخفیانه مشغول آزمایش و محک زدن ساعت هوشمند اپل واچ بودند تا این محصول برای عرضه به بازار آماده شود.

در نهایت از بین ایده های مطرح شده و نمونه های اولیه که ساخته می شوند، تعداد بسیار معدودی هستند که با موفقیت از تمام مراحل لازم عبور می کنند و بعد از برطرف شدن تمام ایرادات برای عرضه در بازار آماده می شوند. اپل با همین روش وسواس گونه تا امروز محصولات بسیار محبوب و موفقی به بازار عرضه کرده و کمتر محصولی را به خاطر می آوریم که توسط این شرکت تولید شده باشد اما به دلیل عدم استقبال کاربران یا ایراد در کارایی در بازار به مشکل بخورد، بر خلاف رقیبی مثل سامسونگ که یکبار تجربه کرد اگر محصول فیزیکی را قبل از اینکه واقعاً آماده شده باشد به بازار عرضه کند، چه اتفاقی رخ می دهد.

قرض گرفتن استراتژی های رقبا

اما اپل و گوگل برای اینکه کسب و کار خود را گسترش دهند به یک یا دو حوزه محدود نمی مانند و گاهی به بازارهایی که تخصص رقیب است هم وارد می شوند. مثلاً اپل در سالهای اخیر تلاش زیادی می کند به حوزه نرم افزارهای اینترنتی وارد شود در این بخش مخاطبینی کسب کند. اگر ارزش سه سرویس اپل موزیک، Apple TV و اپل استور را جمع بزنیم به اندازه یکی از ۱۰۰ شرکت بزرگ جهان می شود و این رقم به خوبی نشان می دهد چرا اپل به راه اندازی سرویس های اینترنتی (که تخصص گوگل محسوب می شود) تمایل نشان می دهد.

گوگل هم در سالهای اخیر تلاش می کند به یک تولید کننده سخت افزار تبدیل شود و نقطه ضعف خود را در این زمینه جبران نماید. این شرکت ابتدا سعی کرد با خریدن تولید کننده هایی مثل موتورولا و نست به بازار تولید سخت افزار وارد شود یا گوشی های سری نکسوس را در همکاری با تولید کنندگان دیگر طراحی نماید، اما این استراتژی موفق نبود و گوگل در نهایت برنامه ای به نام Made by Google راه انداخت تا روند تولید محصولاتش را از نقطه صفر به دست خودش انجام دهد.

بسیاری اوقات اپل و گوگل تلاش کرده اند از همان استراتژی های همیشگی خود در بازارهای جدید هم استفاده کنند. مثلاً اپل وقتی دید سرویس های استریم آنلاین موسیقی طرفدار دارند، بعد از سنجیدن همه جوانب با پس از مدتها توسعه بالاخره اپل موزیک را معرفی کرد، بدون اینکه برای اولین بودن عجله داشته باشد. یا گوگل برای آزمون و خطا در حوزه سخت افزار دوربینی به نام Clips عرضه کرد. به نظر می رسد این محصول برای محک زدن بازخورد بازار طراحی شده و مشخص نیست گوگل تا چه زمانی به تولید محصولی با این شکل ادامه می دهد.

اما در نهایت هر دو تولید کننده مجبور هستند در بازارهای جدید استراتژی های قبلی را کنار گذشته و در صورت نیاز از روش مشابه رقیب استفاده کنند. مثلاً گوگل که قبلاً گوشی های سری نکسوس را با قیمت های پایین عرضه می کرد حالا مثل اپل به تولید کننده گوشی و محصولات پرچمدار گران قیمت تبدیل شده است. یا اپل مدتی است نسخه های بتای نیمه آماده از نرم افزارهای خود را برای امتحان کردن کاربران عرضه می کند.

یک مثال واضح: ARKit در برابر ARCore

اما ورود این دو شرکت به حوزه واقعیت افزوده در گوشی های موبایل یکی از بهترین نمونه های اخیر است که نشان می دهد اپل و گوگل چگونه به روش خودشان عمل می کنند و در صورت نیاز به استراتژی مشابه رقیب روی می آورند.

وقتی گوگل توسعه پلتفرم تانگو را اعلام کرد، یکی از اولین شرکت هایی بود که برای ورود واقعیت افزوده به گوشی های موبایل تلاش می کرد. بعد از چند سال تلاش بالاخره دو گوشی ایسوس و لنوو به بازار عرضه شدند که به حسگرهای ویژه برای سنجش محیط مجهز بودند و می توانستند از فناوری واقعیت افزوده استفاده کنند. گوگل می خواست هرچه سریعتر این فناوری را عرضه کند و سپس به رفع ایرادات و بهبود عملکرد آن مشغول شود.

در عوض اپل به شکل کاملاً مخفیانه زمان زیادی روی واقعیت افزوده صرف کرد و در نهایت از فناوری ARKit پرده برداشت که بر خلاف روش گوگل، به هیچ سخت افزار یا حسگر خاصی احتیاج نداشت. در نتیجه گوگل هم بی سر و صدا پروژه تانگو را کنار گذاشت و از پلتفرم ARCore پرده برداشت که مثل پلتفرم اپل به سخت افزار خاصی نیاز نداشت و روی هر گوشی معمولی مجهز به اندروید قابل اجرا بود.

همانطور که می بینیم هیچ خوب و بدی در این میان وجود ندارد و هر دو شرکت به روش خود موفق شدند میلیون ها مشتری به دست آورند. اما چیزی که مهمتر است اینکه هیچ یک روی استراتژی های خود تعصبی ندارند و اگر لازم شود حاضر هستند از روش های رقیب هم برای رسیدن به موفقیت استفاده کنند.

اگر به مطالعه بیشتر در این زمینه تمایل دارید از شما دعوت می کنم این مقاله مفید به قلم همکارم حمید مقدسی را هم مطالعه فرمایید.

[ad_2]
Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =